قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2800

تاريخ الفي ( فارسى )

ايلغار نموده خود را آنچنان به شهر رفنيه رسانيدند كه مطلقا فرنگيان خبردار نشدند . و چون خبر آمدن اتابك طغدكين به شهر رفنيه انتشار يافت فرنگيان سراسيمه شروع در گريختن كردند و سپاه اتابك طغدكين تمامى آن جماعت را به ضرب تيغ آبدار طعمهء كركس مردارخوار گردانيده چندان اموال و غنايم از آن جماعت به دست آوردند كه از حدّ شمار بيرون بود . و از جمله وقايع اين سال آنكه در روز عيد أضحيّه يحيى بن تميم بن معزّ بن باديس ، صاحب افريقيه ، بعد از آنكه مدّت پنجاه و دو سال و پانزده روز از عمر او گذشته از آن جمله مدّت هشت سال و پنج ماه و بيست و پنج روز ، سلطنت به استقلال تمام داشت به مرگ مفاجات فوت شد . عجب آنكه صباح آن روز كه مىخواست به نماز عيد رود منجّم او به عرض رسانيد كه : امروز امير سوارى را موقوف دارد ، كه در طالع ايشان ضعفى مىنمايد . بنابراين ، امير يحيى به عيدگاه نرفت و فرزندان خود را فرستاد . و چون خلايق از نماز فارغ شدند و فرزندان و امرا و اعيان دولت به‌اتّفاق به سلام آمدند ، بعد از اداى مراسم دعا و ثنا متوجّه خانه‌اى كه در آنجا طعام كشيده بودند گشتند و امير يحيى نيز مىخواست كه به آن خانه رفته طعام تناول نمايد . امّا چون اجل رسيده را به هيچ تدبير تغيير نتوان داد ، سه گامى كه رفته بود فى الحال سرش گشته همان‌جا بيفتاد و جان به قابض ارواح سپرد . از وى سى پسر بماند . امّا جانشين او از آن ميان علىّ بن يحيى شد كه در وقت فوت او در شهر سفاقس مىبود و تا آمدن على ، يحيى را در قصر امارت مدفون ساختند . و چون على به مهديّه آمد و بر سرير سلطنت قرار گرفت نعش پدر خود را از قصر امارت در گورستان منستير « 1 » دفن فرمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان محمّد از اصفهان به بغداد آمد و در ماه ذيقعده اتابك طغدكين ، صاحب دمشق ، به ملازمت سلطان رسيده به وسيلهء خليفه ، المستظهر باللّه ، از سلطان محمّد عذر گناهان درخواست نمود . سلطان التماس او را قبول كرده او را به عنايات پادشاهانه سرافراز گردانيده باز ولايت دمشق را به او ارزانى داشت . و فوت صاحب [ ؟ ] خليفة العلماء فخر الاسلام ابو بكر محمّد بن حسين الشافعى ، كه مشهور

--> ( 1 ) . م : مستيز ؛ ق : منستوز ؛ ش : مستير . شهركى است در تونس غربى . قديم در آنجا مسيحيان ديرى داشتند ، بدين‌جهت اين شهرك به نام همان دير موسوم گشت ؛ - المنجد ، بخش اعلام . ابن أثير اين شهرك را مولد يحيى بن معزّ نوشته است ؛ - ترجمهء الكامل ، ج 18 ، ص 189 .